جدیت در کار

نویسنده :مهندس
تاریخ:شنبه 25 دی 1395-12:37 ب.ظ




جدیت در کار

جناب شیخ در کار خود بسیار جدی بود و تا آخرین روزهای زندگی تلاش کرد تا از دست رنج خود، زندگیش را اداره کند. با این که ارادتمندان وی با دل و جان حاضر بودند زندگی ساده او را اداره کنند، ولی او حاضر به چنین کاری نشد.
در حدیثی از رسول اکرم (ص) آمده است:
«مَن اکل مِن کَدِّ یده، کان یوم القیامه فی عِدادِ الانبیاء و یاخُذُ ثواب الانبیا
هر که از دسترنج خود گذران زندگی کند، روز قیامت در شمار پیامبران باشد و پاداش پیامبران بگیرد.»
و در حدیث دیگری فرمود:
«العباده عشره اجزاءٍ، تسعه اجزاءٍ فی طلب الحلال
عبادت ده بخش دارد، که نه بخش آن در طلب(روزی) حلال است.»

یكی از دوستان شیخ می‌گوید: فراموش نمی‌كنم كه روزی در ایام تابستان در بازار جناب شیخ را دیدم، در حالی كه از ضعف رنگش مایل به زردی بود. قدری وسایل و ابزار خیاطی را خریداری و به سوی منزل می‌رفت، به او گفتم: آقا! قدری استراحت كنید، حال شما خوب نیست. فرمود:

«عیال و اولاد را چه كنم؟! »

در حدیث است كه رسول خدا (ص) فرمودند :

« إن الله تعالی یحب أن یری عبده تعباً فی طلب الحلال؛
خداوند دوست دارد كه بنده خود را در راه به دست آوردن روزی حلال، خسته ببیند. »

« ملعونٌ ملعونٌ من ضیع من یعول؛
ملعون است، معلون است كسی كه هزینه خانواده خود را تأمین نكند. »




نوع مطلب : ویژگی ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کار

نویسنده :مهندس
تاریخ:شنبه 25 دی 1395-12:29 ب.ظ



کار

خیاطی یكی از شغلهای پسندیده در اسلام است. لقمان حكیم این شغل را برای خود انتخاب كرده بود.
در حدیث است که پیام بر خدا (ص) فرمود:
«عمل الابرار من الرجال الخیاطه، و عمل الابرار من النساء الغزل»
کار مردان نیک خیاطی است و کار زنان نیک ریسندگی.

جناب شیخ برای اداره زندگی خود، این شغل را انتخاب كرد و از این رو به « شیخ رجبعلی خیاط » معروف شد. جالب است بدانیم كه خانه ساده و محقر شیخ، با خصوصیاتی كه پیشتر بیان شد، كارگاه خیاطی او نیز بود.

یكی از فرزندان شیخ در این باره می‌گوید: ابتدا پدرم در یك كاروانسرا حجره‌ای داشت، و در آن خیاطی می‌كرد. روزی مالك حجره آمد و گفت: راضی نیستم اینجا بمانی. پدرم بدون چون و چرا و بدون این كه حقی از او طلب كند، فردای آن روز چرخ و میز خیاطی را به خانه آورد و حجره را تخلیه كرد و تحویل داد، از آن پس در منزل، از اتاقی كه نزدیك در خانه بود برای كارگاه خیاطی استفاده می‌كرد.




نوع مطلب : ویژگی ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

غذای شیخ

نویسنده :مهندس
تاریخ:شنبه 25 دی 1395-12:27 ب.ظ




غذای شیخ

جناب شیخ دنبال غذاهای لذیذ نبود، بیشتر وقت ها از غذاهای ساده، مثل سیب زمینی و فرنی استفاده می‌كرد. سر سفره، رو به قبله و دو زانو می‌نشست و به طور خمیده غذا میخورد، و گاهی هم بشقاب را به دست می‌گرفت همیشه غذا را با اشتهای كامل میخورد، و گاهی مقداری از غذای خود را در بشقاب یكی از دوستان كه دستش می‌رسید میگذاشت. هنگام خوردن غذا حرف نمی‌زد و دیگران هم به احترام ایشان سكوت می‌كردند. اگر كسی او را به مهمانی دعوت می كرد با توجه، قبول یا رد می‌كرد، با این حال بیشتر وقت ها دعوت دوستان را رد نمی‌كرد.
از غذای بازار پرهیز نداشت، با این حال از تأثیر خوراك در روح انسان غافل نبود و برخی دگرگونی های روحی را ناشی از غذا می دانست. یك بار كه با قطار در راه مشهد می‌رفت، احساس كوری باطن كرد، متوسل شد، پس از مدتی به او فهماندند كه: این تاریكی در نتیجه استفاده از چای قطار است.






نوع مطلب : ویژگی ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

لباس شیخ

نویسنده :مهندس
تاریخ:شنبه 25 دی 1395-12:25 ب.ظ



لباس شیخ


لباس جناب شیخ بسیار ساده و تمیز بود، نوع لباسی كه او می‌پوشید نیمه روحانی بود، چیزی شبیه لباده روحانیون بر تن می‌كرد و عرقچین بر سر می‌گذاشت و عبا بردوش می‌گرفت.
نكته قابل توجه این بود كه او حتی در لباس پوشیدن هم قصد قربت داشت، تنها یك بار كه برای خوشایند دیگران عبا بر دوش گرفت، در عالم معنا او را مورد عتاب قرار دادند. جناب شیخ خود این داستان را چنین تعریف می‌كند:

« نفس اعجوبه است، شبی دیدم حجاب ( منظور حجاب نفس و تاریکی باطنی است ) دارم و طبق معمول نمی‌توانم حضور پیدا كنم، ریشه یابی کردم با تقاضای عاجزانه متوجه شدم كه عصر روز گذشته كه یكی از اشراف تهران به دیدنم آمده بود، گفت: دوست دارم نماز مغرب و عشا را با شما به جماعت بخوانم، من برای خوشایند او هنگام نماز عبای خود را به دوش انداختم ...»!



نوع مطلب : ویژگی ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خانه شیخ

نویسنده :مهندس
تاریخ:شنبه 25 دی 1395-12:19 ب.ظ



خانه شیخ

 
خانه خشتی و ساده شیخ كه از پدرش به ارث برده بود در خیابان مولوی كوچه سیاه ها ( شهید منتظری ) قرار داشت . وی تا پایان عمر در همین خانة محقّر زیست .

فرزندش می گوید : هر وقت باران می آمد ، باران از سقف منزل ما به كف اتاق می ریخت ، روزی یكی از امرای ارتش با چند تن از شخصیتهای كشوری به خانه ما آمده بودند ، ما لگن و كاسه زیر چكّه های باران گذاشته بودیم ، او وضع زندگی ما را كه دید ؛ رفت دو قطعه زمین خرید و آن ها را به پدرم نشان داد و گفت : یكی را برای شما خریده ام و دیگری را برای خودم ،
پدرم گفت : « آن چه داریم برای ما كافی است »

یكی دیگر از فرزندان شیخ می گوید : من وقتی وضع زندگیم بهتر شد به پدرم گفتم : آقا جان من « چهار تومان » دارم و این خانه را كه خشتی است « شانزده تومان » می خرند ، اجازه دهید در « شهباز  » خانه ای نو بخریم . شیخ فرمود :
« هر وقت خواستی برو برای خود بخر ! برای من همین جا خوب است .»

پس از ازدواج دو اتاق طبقه بالای منزل را آماده كردیم و به پدرم گفتم : آقا جان افراد ردة بالا به دیدن شما می‌آیند ، دیدارهای خود را در این اتاق ها قرار دهید ، فرمود :
« نه ! هر كه مرا می خواهد بیاید این اتاق ، روی خرده كهنه ها بنشیند ، من احتیاج ندارم.»

این اتاق ، اتاق كوچكی بود كه فرش آن یك گلیم ساده و در آن یك میز كهنة خیاطی قرار داشت .

نكتة جالب این است كه چندین سال بعد ، جناب شیخ یكی از اتاق ها ی منزلش را به یك راننده تاكسی ، به نام مشهدی یدالله ماهیانه بیست تومان اجاره داد ، تا این كه همسرش وضع حمل كرد و دختری به دنیا آورد ، كه مرحوم شیخ نامش را معصومه گذاشت . هنگامی كه در گوش نوزاد اذان و اقامه گفت ، یك دو تومانی پر قنداقش گذاشت و فرمود :

« آقا یدالله ! حالا خرجت زیاد شده ، از این ماه به جای بیست تومان ، هیجده تومان بدهید .»




نوع مطلب : ویژگی ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ولادت

نویسنده :مهندس
تاریخ:شنبه 25 دی 1395-12:08 ب.ظ




ولادت

عبد صالح خدا « رجبعلی نكوگویان » مشهور به « جناب شیخ » و « شیخ رجبعلی خیاط » در سال 1262 هجری شمسی، در شهر تهران دیده به جهان گشود. پدرش « مشهدی باقر » یك كارگر ساده بود. هنگامی كه رجبعلی دوازده ساله شد پدرش از دنیا رفت و رجبعلی را كه از خواهر و برادر تنی بی بهره بود، تنها گذاشت.
از دوران كودكی شیخ بیش از این اطلاعاتی در دست نیست. اما او خود، از قول مادرش نقل می‌كند كه:

« موقعی كه تو را در شكم داشتم شبی [ پدرت غذایی را به خانه آورد] خواستم بخورم دیدم كه تو به جنب و جوش آمدی و با پا به شكمم می‌كوبی، احساس كردم كه از این غذا نباید بخورم، دست نگه داشتم و از پدرت پرسیدم....؟ پدرت گفت حقیقت این است كه این ها را بدون اجازه [از مغازه ای كه كار می‌كنم] آورده‌ام! من هم از آن غذا مصرف نكردم. »

این حكایت نشان می‌دهد كه پدر شیخ ویژگی قابل ذكری نداشته است. از جناب شیخ نقل شده است كه:

« احسان و اطعام یك ولی خدا توسط پدرش موجب آن گردیده كه خداوند متعال او را از صلب این پدر خارج سازد. »

شیخ پنج پسر و چهار دختر داشت، كه یكی از دخترانش در كودكی از دنیا رفت.





نوع مطلب : ویژگی ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پیشگفتار

نویسنده :مهندس
تاریخ:شنبه 25 دی 1395-11:50 ق.ظ

سلام
برای دیدن تصاویر صفحات اولیه کتاب تا پایان پیشگفتار، لطفا فایل زیر را دانلود نمایید.

لینک دانلود فایل با حجم 7 مگابایت


نوع مطلب : ویژگی ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :7
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو