شیخ رجبعلی خیاط - کیمیای محبت متن کتاب «کیمیای محبت» چاپ سیزدهم همراه به متن صوتی در این وبلاگ منتشر می شود. کانال تلگرامی وبلاگ: https://telegram.me/sheykhRajabAli tag:http://rajabali.mihanblog.com 2020-03-28T19:26:26+01:00 mihanblog.com شعری از شیخ و یک خاطره + کرامتی شگفت و آموزنده 2017-03-01T12:05:06+01:00 2017-03-01T12:05:06+01:00 tag:http://rajabali.mihanblog.com/post/44 مهندس


 شعری از شیخ و یک خاطره

ظاهرا شیخ خود نیز گاه اشعاری می‌سروده است. یکی از مراجع نقلید معاصر، که از شاگردان فقیه و عارف برزگوار مرحوم آیت الله قاضی-استاد علامه طباطبایی، صاحب تفسیر المیزان- است، هنگامی که نگارنده از ایشان درباره شیخ رجبعلی خیاط پرسید، فرمود: ایشان را در نجف در مجلس آقای قاضی دیدم، در آن مجلس ایشان اشعاری در مدح امیرالمومنین علیه السلام خواند که آغاز آنها با حروف ابجد آغاز می شد و ضمن سخنانی گفت:
«شعری سرودم که:
هرچه نعمت داده ای بر کائنات
جمله بر من داده ای از هر جهات
فکر میکردم این سخن بالاترین تعبیر از نعمتهای الهی و شکر اوست، تا این که در صحیفه سجادیه به این جمله برخورد کردم»
شکری ایاک من انعاماتک.

((** توجه: این مطلب و مطلب بعدی(کرامتی شگفت و آموزنده) مکمل همدیگر هستند و هر دو را با هم بخوانید. ))

 کرامتی شگفت و آموزنده

در تاریخ 8/8/1379 پس از پایان جلسه هفتگی درس اخلاق، جوانی پیش آمد و ضمن اشاره به (متن ذکر شده از صحیفه سجادیه در بخش شعری از شیخ و یک خاطره) اظهار داشت که: «من از  یزد می‌آیم. در جلسه ای این موضوع مطرح شد، {برخی از} حاضران مسخره کردند و گفتند: این هم از بیسوادی شیخ بوده که نمی دانسته این مطلب در صحیفه سجادیه نیست!
شب در عالم رویا ایشان را دیدم. فرمود:
(آنچه از من نقل شده صحیح نیست. آنچه من گفته ام این است:
وَاجعَل شُكری لَكَ عَلى ما زَوَیتَ عنّی أوفَرَ مِن شُكری إیّاكَ عَلى ما خَوَّلتَنی.
خدایا کاری کن شکر من برای تو نسبت به چیزهایی که به من ندادی، بیشتر از شکر من نسبت به چیزهایی باشد که دادی.
و این مطلب در دعای سی و پنجم صحیفه سجادیه هست.!)»
بی تردید، این رویا از رویاهای صادقه است، زیرا توجه به این نکته بسیار مهم و دقیق که « دست نیافتن انسان به امکانات و لذایذ مختلف دنیوی که موجب انحراف او از مقصد اعلای انسانیت می گردد، نعمت بسیار بزرگی است که شایسته است سپاس و شکر بر آن بیش از شکر بر نعمت هایی باشد که انسان از دنیا بدان دست یافته است» و نیز پیدا کردن این مطلب از صحیفه سجادیه در عالم رویا بدون ارتباط با عالم غیب، عادتا امکان پذیر نیست.



]]>
ملا احمد نراقی و مولوی 2017-02-17T04:51:06+01:00 2017-02-17T04:51:06+01:00 tag:http://rajabali.mihanblog.com/post/43 مهندس



ملا احمد نراقی و مولوی

فقیه و عارف و شاعر نامدار مرحوم ملا احمد نراقی نیز در کتاب مثنوی طاقدیس، جناب مولوی را از نظر عملی مورد انتقاد قرار داده است، آن جا که می گوید:

 عقل این است ای رفیق معنوی
 هین بگو این با جناب مولوی
مولوی گیرم که فهمد نیک و زشت
 راه دوزخ داند و راه بهشت
چون کند؟بیچاره نفسش سرکش است
افکند خود را‌ اگرچه آتش است
این روا آن ناروا داند درست
  لیک پایش در عمل لنگ است و سست
فقه و حکمت خواند جهلش کم نشد
عالم و دانا شدو آدم نشد
علم چه بود؟ فهم راه نیک و بد
 عقل چه بود؟ اختیار نفس خود
چون نداری نفس خود در اختیار
  زامتیاز نیک و بد او را چه کار
 کی کند دانستن سرکه انگبیندفع صفرا ای نگار نازنین
گر شناسی خوب حلوای شکر
کی شود کام تو شیرین ای پسر
               


گفتنی است که نقد جناب مولوی فرصت دیگری می طلبد و نگارنده در این جا نفیاً و اثباتاً درباره او اظهار نظر نمی‌کند، و هدف از نقل  مکاشفه مرحوم آیت الله بروجردی و اشعار مرحوم نراقی این است که جناب شیخ در اعتقاد خود، درباره مولوی تنها نیست، بلکه شخصیت های علمی برجسته‌ای نیز با او هم عقیده اند.

]]>
آیت الله بروجردی و مولوی 2017-02-16T06:32:51+01:00 2017-02-16T06:32:51+01:00 tag:http://rajabali.mihanblog.com/post/41 مهندس




آیت الله بروجردی و مولوی

شبیه این مکاشفه برای فقیه عالیقدر مرجع تقلید بزرگوار حضرت آیت الله بروجردی رضوان الله تعالی علیه اتفاق افتاده است.
حضرت آیت صافی گلپایگانی-دامت برکاته- یکی از مراجع تقلید معاصر، در دیداری که در بهمن ماه سال 1377 شمسی، از مرکز تحقیقات موسسه فرهنگی دارالحدیث قم داشتند، در پاسخ به سوال نگارنده این سطور در این برنامه فرمودند: از آیت الله بروجردی شنیدم که فرمودند:
«در ایامی که در بروجرد بودم گاه الهاماتی از غیب داشتم، یک وقت مشغول مطالعه کتاب مثنوی(مولوی) بودم که ناگاه صدایی شنیدم که: این شخص راه را گم کرده است، به محض شنیدن این سخن، کتاب را بستم و زمین گذاشتم و پس از آن دیگر مطالعه نکردم، همان وقت کتاب «عده الداعی» کنارم بود مشغول مطالعه آن شدم.»
نگارنده از آیت الله صافی پرسید: بعضی از ایشان، نقل کرده اند که فرموده: «پس از شنیدن آن صدا، برای اطمینان خاطر از این که الهام غیبی است، از خانه بیرون آمدم و به کوچه نگاه کردم هیچ کس در کوچه نبود.»
آیت الله صافی فرمود: ایشان شک نداشت که آن الهام غیبی بوده است.

]]>
نظر شیخ درباره مولوی 2017-02-16T04:12:19+01:00 2017-02-16T04:12:19+01:00 tag:http://rajabali.mihanblog.com/post/40 مهندس



نظر شیخ درباره مولوی

جناب شیخ، حافظ را از اولیای خدا می دانست و از جایگاه رفیع او در برزخ خبر می داد، ولی در مورد مولوی حرف داشت و می فرمود:
«او در برزخ گرفتار است»
یکی از شاگردان شیخ از او نقل می کند که فرمود:
«خواستم کتاب مثنوی را بخوانم، در عالم معنا شخصی را در جلو و دیگری را در پشت سر خود دیدم که یکی به دیگری می گفت: "نگذارید بخوابد." با شنیدن این سخن پیش خود فکر کردم که چرا هنگام قرائت قرآن نمی گویند: نگذارید بخوابد؟! از این رو کتاب را کنار گذاشتم»

]]>
خواندن اشعار با صدای خوش 2017-02-15T15:06:10+01:00 2017-02-15T15:06:10+01:00 tag:http://rajabali.mihanblog.com/post/39 مهندس



خواندن اشعار با صدای خوش

دكتر فرزام در این باره می‌گوید: مرحوم جناب شیخ اشعار را با لحن و آواز خوشی می‌خواندند، مثلاً گاهی اشعار مرحوم فیض كاشانی را می‌خواندند، مانند:

ز هر چه غیر یار استغفرالله
ز بــــــــود مستعار استغفرالله
دمی كان بگذرد بی یاد رویش
از آن دم بی شمار استغفرالله

این اشعار را می‌خواندند و رفقا را منقلب می‌كردند. یک روز بعد از ظهر در منزل یکی از مریدان شیخ در خدمتشان بودیم. منزل سالن بزرگی داشت، شیخ دم درگاه نشستند و غزل معروف حافظ را با مطلع ذیل خواندند:
«آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند
برجای بدکاری چو من یک دم نکو کاری کند»
چند بیت از این غزل را با صدای بسیاز زیبا و خوش خواندند و گریستند و همه را منقلب و اشک همه را جاری نمودند و عجیب بود! من به آقای دکتر گویا گفتم: جناب شیخ عجب صدای خوب و نفس گرمی دارند!
آن مرحوم گفتند: حیف که شما دیر به خدمتشان آمدید، ایشان زمانی صدایی داشتند که وقتی با حالات عرفانی این گونه اشعار را می خواندند، خدا شاهد است که در و دیوار را به لرزه می انداختند!

]]>
شعر 2017-02-04T16:12:50+01:00 2017-02-04T16:12:50+01:00 tag:http://rajabali.mihanblog.com/post/38 مهندس



شعر

جناب شیخ به اشعار عرفانی و اخلاقی بسیار علاقه‌مند بود. بیشتر وقت ها مواعظ شیخ آمیخته با اشعار آموزنده بود و در این ارتباط به شعرهای حافظ و مثنوی طاقدیس خیلی اهمیت می‌داد و هنگامی كه اشعار آنان خوانده می‌شد می‌گریست.
به مثنوی طاقدیس خیلی علاقه داشت، و می‌فرمود:
« اگر در همه شهر یك كتاب طاقدیس ملااحمد نراقی بود، هر چه داشتم می‌دادم و آن كتاب را می‌خریدم. »

دكترابوالحسن شیخ، كه سال ها از نزدیك با جناب شیخ آشنایی داشته میگوید: شیخ، حافظ شناس خوبی بود و اشعار حافظ را خوب تفسیر می‌كرد. دکتر حمید فرزام درباره دیدگاه جناب شیخ درباره شعر و شعرا، بخصوص حافظ، چنین می گوید: از سال 1333 که من به واسطه دکتر گویا به محضر شیخ راه پیدا کردم، کمتر جلسه ای بود که اشعار نغز و خوب و مناسب و بجا از ایشان نشنوم. ایشان واقعا شیفته و عاشق حافظ بودند و حتی من از ایشان پرسیدم: که شما چرا این قدر به حافظ علاقه دارید؟ فرمودند:
« حافظ از جنبه معنوی واقعاً كوتاهی و فروگذار نكرده، و آن چه كه لازمه بیان حقایق معنوی و ذوقیات عرفانی بوده در شعر او هست. »

شیخ به حافظ بیش از دیگر شاعران ارادت می‌ورزید و اشعار او را به زبان می‌آورد و حتی اگر می‌خواست كسی را تنبیه كند و یا هشدار دهد شعر حافظ می‌خواند.
شیخ همیشه دنیا را با مثل پیرزنه نام می برد و گاهی در مجلس رو به مریدی می کرد و می گفت: «باز می بینم که تو گرفتار این پیرزنه شده ای!!»
و بعد این شعر حافظ را می خواند:
«کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست
در رهگذر کیست که این دام بلا نیست»
«غالبا گرفتارش می شوند و کمتر کسی است که از دست این پیرزن رهایی داشته باشد!.»
این را می فرمود، با خنده و مزاح.
و در منع از خودبینی این شعر نغز و لطیف را می خواند:
«خودبینی و خودرایی کفر است به درویشی
حکم آن چه تو فرمایی رای آن چه تو اندیشی»


]]>
پینه دوزی در شهرری 2017-01-31T07:49:45+01:00 2017-01-31T07:49:45+01:00 tag:http://rajabali.mihanblog.com/post/37 مهندس


پینه دوزی در شهرری

یكی از شاگردان شیخ می‌گوید: روزی در خدمتشان بودم و راجع به فرج مولا امام زمان (ع) و خصوصیات انتظار صحبت بود، فرمودند:

« پینه دوزی بود در شهرری- ظاهراً- به نام امامعلی، ترك زبان، عیال و اولادی نداشت، مسكن او هم - ظاهراً- در همان دكانش بود، حالات فوق‌العاده‌ای از او نقل نموده‌اند. خواسته‌ای جز فرج آقا در وجودش نبود. وصیت كرد بعد از مرگ او را در پای كوه بی بی شهربانو- حوالی شهرری- دفن كنند. هر وقت به قبر ایشان توجه كردم دیدم امام زمان (ع) آن جاست. »

]]>